دوستت دارم و از من که بدت می آید
عشقم از خادم خود، خشکه بدت می آید
پرپرم کرده دو تا توله سگ پشمالو
از من این مریم صد تکّه بدت می آید
مستقر باش و بسوزان دل نفرین شده را
گرچه از «متروی متروکه» بدت می آید
مارماهی صفت از پونه خوشت می آمد
روح این رود شده شوکه ... بدت می آید
در هوایت که بمانم، به زمین یا بپرم
باز از ابری بکند چکّه بدت می آید
سنگ خوردم به تکامل نرسیدم دیگر
آه از ماه، نه از برکه بدت می آید
"اعتیادم به خودآزاری" اگر مقبول است،
می کنم ترک تو ... مرتیکه، بدت می آید؟
دوستت دارم و از دور تو را می بوسم
بیش از آن حد دوچندان که بدت می آید
مریم سهرابی
سلام...ما را در سایت سلام دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 101