دور از آغوش تو در عمق جهنم هستم
دردناک است به این فاصله ملزم هستم
باورم بود یکی آمده و می ماند
باز بر باور یک معجزه محکم هستم
درد، تکرار "دویدن نرسیدن" بوده
زخم سر باز شده، در پی مرهم هستم
بغض، بد راه نفس های مرا سد کرده
ابر دلتنگی یک بارش نم نم هستم
وزنه ی روح مرا جسم تحمل کرده
گوژ بر پشت، به زیر غم خود خم هستم
گرچه اندازه ی دستان تو آغوش من است
خیلی از زاویه ی دید خودم کم هستم
راز تشویش دلم، راه به دریا زدن است
وقت رقصیدن امواج چه درهم هستم
باید از باغ دلت عقده گشایی بکنم
پیش لبخند قشنگ گل مریم هستم
مریم سهرابی
سلام...ما را در سایت سلام دنبال میکنید
برچسب: نویسنده: بازدید: 31